X
تبلیغات
رایتل

من و کنکور

یکشنبه 21 تیر 1394 ساعت 15:38

حالا ک یک دوماهی از روزهای پر استرس دم کنکور گذشته راحت تر میتونم بهش فکر کنم و راجع بهش بنویسم چند بار اومدم بنویسم گفتم نکنه خدا این قصه شیرین قبولی رو نخواد برام و رویام بشه کابوس .

روزهای دم کنکور به شدت مضطرب بودم نه از ترس خوندن و نخوندن بلکه از نخواستن خدا ی جور ترس از شکست از پارسال تو وجودم بود هفته ی آخر شاید شبها به زور 4 ساعت میخوابیدم کنار همه درس خوندنام گریه سر نماز جز جدا نشدنی روزهای آخر کنکورم بود ترسیده بودم ..ترس از شکست آدمو میکشه 

شب آخر سر نماز قرآن رو باز کردم و سورش یادم نیست ولی معنی آیه این بود نترس ما ترستان را به امنیت تبدیل میکنیم انگار تمام اضطرابام پرکشید رفت ی جایی که هیچوقت نبود 

چهارشنبه ساعت سه  عصر کنکور داشتم تا ساعت دو شب درس خوندم  حدودای ساعت 12 چشمم افتاد به ی کتاب کوچولوی نازک دوست داشتنی که لابلای کتابام گم شده بود پارسال خونده بودمش ولی امسال یادم رفته بود حتی نگاهش کنم برش داشتم از پارسال همه نکات مهمشو خط کشیده بودم ..محض بیکاری گفتم بذار ی نگاه بهش کنم خدا رو چه دیدی شاید ی سوال اومد زدم خط کشی شده هاش روهم بیست صفحه ام نیست که. جالب اینکه این کتاب کلا جز رفرنس نبود سر کنکور باورم نمیشد سه تا سوال پشت سرهم از همین کتاب کوچولوی دوست داشتنی اومده بود حتی سر کنکورم اشک تو چشام بود همین سه تا سوال باعث شد من کلی تخصصی جلوتر از بقیه باشم..لطف خدا ک تمومی نداره صبح ساعت شش بیدار شدم و باز رفتم سر کتابام ببینیم چیا مونده که بشه ی نگاهی بهش کرد همینجوری که داشتم ی جزوه خیلی سخته ارگونومی رو که پر از عدده ورق میزدم چشمم خورد به شکل آنتروپومتری اعضای بدن انسان و بین اون همه ابعاد فقط ارتفاع رکبی تو ذهنم موند و مدیونید اگه فکر کنید سوال کنکور نبود !!! در کمال تعجب یکی از ده تا سوال ارگونومی همین بود ...اگه فکر کردید کتابامو بستم گذاشتم کنار سخت در اشتباهید دقیقا راس ساعت یک ظهر و دو ساعت مونده به امتحان باز هم من خوابیده بودم رو خلاصه هام حاضر نبودم از خودم جداشون کنم در همین بین ی فرمولی توجهمو جلب کرد که یادم نمیومد مربوط به چیه مجبور شدم برم سراغ کتابش و در همین حین چشمم بیوفته به ی خط پایینترش و همون خط پایین بازم سوال کنکور باشه و من تند بزنم و همونجا بگم خداروشکر .

یادتونه که گفته بودم چقدر زبون نفهمم و کلا زبان حالیم نمیشه؟؟ حالا آدمی که زبان حالیش نمیشه میره از 40 تا سوال 28 تا سوال زبان میزنه اونم مطمئن... سر تستای ریاضی باورم نمیشد بتونم این تعداد تست بزنم من برای سی درصد رفتم سر جلسه  برام سخت بود که 70 درصد سوالا رو بتونم حل کنم. از تعداد حل شده هام هی شک میکردم هی میشماردم هی دوباره حل میکردم ولی نتیجه همون بود من در کمال ناباوری این همه ریاضی زده بودم

تازه از ساعت پنج و ربعم بیکار بودم تا پنج و چهل دقیقه ی دل سیرم آب معدنی و کیک و ساندیس و بقیه متعلقات رو خوردم جاتون خالی خیلیم چسبید هی نگاه پاسخنامم میکردم میگفتم ننه قربونت برم انقدر تو سیاه و قشنگی کاش اون خواهرای چشم سفیدتم عین تو سیاه بودن اونوقت خیالم راحت بود تهران قبول میشم البته در این بین ی مقدارم فحش نصیب طراح سوال شیمی و ارگونومی شد خب به هرحال نمیشه که همش به به و چه چه باشه خیلی سخت بودن این دوتا درس در این حد که ارگونومی روبه زور صورت سوالو میخوندم تا پردازش بشه ی نیم ساعت زمان میبرد  شیمی هم که حالا نمیدونم چقدر سخت بود چون من در کمال اعتماد به نفس نخونده بودم والا خب وقت نداشتم ی پنج تا سوال پیدا کردم با اطلاعات قبلیم زدم و درست بود  ... وقتی مراقب میگفت  پاسخنامه ها بالا با یک غرور کاذبی ی وری نشستم رو صندلی و لبخند کج معروفمم رو لبم  ی کمم فخر فروختم ب بغل دستیام این موردم خیلی حال داد. البته میدونم بدجنسیه ها ولی خب اونا ک مثل من دهنشون سرویس نشده بود تو سال کنکور ی چشمشون اشک باشه ی چشمشون خون والا خیلیم خوشحال بودن البته میگفتن ازمایشی اومدن منم رفتم در نقش حرص درآر و گفتم اااا خیلی حیف شد سوالاش عالی و نرمال بود و چشم همه از حدقه زد بیرون چون فکر میکردن من شانسی زدم انقدر پاسخنامم پر بود. اینم عقده گشایی از پارسال که مونده بود رو دلم آخه بغل دستی پارسالم همینجوری بام رفتار کرد ایشالا بغل دستیای امسال منم سال دیگه این شکلی با بغل دستیاشون رفتار کنن. بعدم رفتم تو افق محو شدم بقیشم در هاله ای از ابهامه .... یادم نیست رسیدم خونه جیغ زدم گریه کردم نماز خوندم اطلاعات دقیقی یادم نیست فقط میدونم شبش تولدم بود و انقدر همه گفتن کنکور چی شد که خودمم یادم رفت تولدمه  و بدین سان تولد ماهم نادیده گرفته شد و هیچی به هیچی دریغ از ی هزار تومنی !!!!!

نظرات (2)
دوشنبه 22 تیر 1394 ساعت 09:38
مرسی عزیزم
چقدر باکلاسه رشتت :)) حدس زدم وزارت بهداشت باشه. چون خودمم دو بار فقط قصد کردم امتحانشو بدم آخه روانشناسی بالینی هم داره. بعد کنکورش زمانش متفاوت بود. ولی اصلا ثبت نامم نکردم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره روانشناسی بالینی هم داره ک بچه های وزارت علوم میان...من وزارت بهداشت رو خیلی دوس دارم..ولی در کل خیلی فرقی نداره مهم ارشده دیگه
یکشنبه 21 تیر 1394 ساعت 21:47
چقدر چسبید :-)
برا من خوندنش دلچسب بود ببین خودت چه حالی کردی
نووووش جونت
فقط من کنجم کاو شد که چه کنکوری بوده و رشتت چیه و مقطعت چیه. اگر دوست داشتی بگو اگرم نه بیخیال
:*
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یاسی جان مقطع ارشد .من کارشناسیم رو از رشته تجربی وارد علوم پزشکی شدم و زیر نظر وزارت بهداشتیم مثل سایر رشته های پزشکی و پیراپزشکی رشتم تو دفترچه مهندسی بهداشت حرفه ایه ولی تو جامعه بیشتر ب اسم اچ. اس .ای یا ایمنی صنعتی شناخته میشه و البته جز معدود مهندسیایی ک زیر نظر وزارت بهداشته
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد